و. اسكانديناوي
آيينهٴ شاهي1
رسالهاي دايرةالمعارفي كه موٴلفي ناشناس در اثناي 1217 ـ 1260، احتمالاً در زمان تاجگذاري هاكون چهارم در 1247، آن را به زبان نروژي قديم نوشته است. به احتمال كلي موٴلف يك كشيش و شايد هم كشيش دربار بوده، چون با دربار برگن و تروندهايم2 آشنايي زيادي داشته است. يكي دانستن او با شخصي به نام استاد ويليام3 و با ايوار بوده4 قابل قبول است ولي مسلم نيست. كتاب در ناحيهٴ نامدالن5 تأليف شده است كه شماليترين نقطهٴ تروندهايم و درست در جنوب هالوگالاند قرار دارد.
اين كتاب به صورت گفتگويي است ميان پدري خردمند و پسرش. بنابر مقدمهٴ آن، كتاب به چهار قسمت تقسيم شده است كه از چهار طبقهٴ مردم آن روزگار نروژ سخن ميگويد: بازرگانان؛ شاه و دربارش؛ كليسا؛ فقرا؛ ولي هيچكدام از نسخههاي موجود بيش از دو قسمت اول را ندارد.
اصل كتاب تا حدود كمي از آثاري مانند كتابهاي پدرو آلفونسو، هونوريوس اوتوني، نامهٴ يوحناي عابد، و توصيف ايرلند جرالد ويلزي، همچنين گزارشهاي صليبيان و زايران بازگشته اقتباس شده؛ ولي بهترين قسمت حاصل تجارب خود موٴلف در ممالك شمالي يا از ساير مآخذ اسكانديناوي است كه بر ما مجهول است.
موٴلف از موضوعات طبيعي مورد علاقهٴ دريانوردان سخن ميگويد، ازقبيل ستارگان، سيارات، تقويم، بادها، جزر و مد و جريانهاي دريايي. معلومات جغرافيايي او مخصوصاً فوقالعاده است. وي به كرويت زمين عقيده داشت، و امكان مسكون بودن منطقهٴ معتدلهٴ جنوبي را مطرح كرد. ويژگيهاي فراوان نروژ، ايسلند، گرينلند، و منطقهٴ قطبي را بيان كرد: فلق قطبي، يخچالها، يخپارهها، كوههاي يخ، آبفشانها، چشمههاي معدني، آتشفشانها، زمينلرزهها.
دربارهٴ جانداران اين كشورها اطلاعات زيادي داد و بيست و يك گونه از نهنگها را نام برد و برخي از آنها، و شش گونه از شير دريايي، و فيل دريايي را توصيف كرد.
جز اين، باارزشترين قسمت كتاب گزارش وظايف سلطنت و آداب و رسوم دربار، و اثبات حقوق الهي سلاطين است، و اين از قديميترين كتابهاي مربوط به نظريهٴ حكومت در قلمرو مسيحيت غربي است. به فنون نظامي توجه زيادي شده، و اين اشارهها شايد از تجارب صليبيان اقتباس شده؛ همچنين موضوعات اخلاقي و ديني مورد توجه قرار گرفته است. در آن عقايد تربيتي جالبي اظهار شده؛ پسر بايد (غير از زبان خودش) لاتيني و فرانسه بياموزد، ((چون اينها